تویی شو (پوش هند) - هنر شناختن حریف قسمت سوم

نوشته : شیانگ کای ژانگ *                                               ترجمه : حسین میرمحمدی

ادامه از قسمت دوم:

تجربيات شخصي من در مطالعه تويي شو (پوش هند)

من تمرينات تاي چي چوان را از سال ۱۹۲۳ ميلادي در شانگهاي نزد استاد چن وي مينگ (Chen Wei Ming) آغاز کردم. استاد چن و مربی او استاد یانگ چنگ فو (Yang Cheng Fu) درست مثل هم بودند. آنها عاشق حرکات خالی کردن و فشار آوردن برای پیشروی و حمله بودند، البته بدون اینکه نیروی عضلانی وارد کنند. وقتی من کاملا خسته و بی رمق می شدم آنها با حرکت خود مرا به وضعیتی می بردند که نه قادر به فرار بودم و نه قادر به خنثی کردن حرکت آنها. این سخت ترین موقعیتی است که یک مبتدی پوش هند در آن گرفتار می شود. سالها بعد ، استاد وانگ روئن (Wang Ruen) به شهر شانگهای آمدند و من به فرا گیری سبک وو (Wu) نزد وی مشغول شدم. وقتی سعی می کردم از تکنیک های خالی کردن و فشار آوردنی که از استاد چن آموخته بودم استفتده نمایم، استاد وانگ براحتی حملات مرا دفع میکرد. در نتيجه ديدم كه حساسيت من دراجراي حركات، بسيار كم و خفيف است. استاد وانگ تكنيكهاي خود را بسيار سبك و راحت و آنطور كه مي خواست به اجرا درمي آورد. من تمام توان و مركز ثقل خود را از دست مي دادم و نهايتاً نه راهي براي فرار داشتم و نه راهي براي خنثي كردن حركتش. از او پرسيدم، استاد وو جيان چوان (Wu Jian Quan پایه گذار سبک وو تای چی چوان Wu2) چگونه در حين تويي شو، اقدام به حمله ميكرد؟ ايشان پاسخ دادند وقتي استاد وو  پوش هند كار مي كردند، بندرت اقدام به حمله مينمودند و اگر حريف ايشان سعي ميكرد به وي حمله كند، ايشان حريف را به موقعيتي مي بردند كه نه توان انجام حركتي را داشته باشد و نه بتواند از خود دفاع كند. بهمين دليل بسياري از مردم مي گويند كه سبك يانگ ، بيشتر بر روي تخليه انرژي حريف تاكيد دارد و سبك وو بر خنثي كردن حريف. ولي در واقع تخليه انرژي حريف، همان خنثي كردن (صفر كردن) حركت حريف است. اگر شما نتوانيد حركت حريف را خنثي كنيد، نمي توانيد انرژي او را تخليه نماييد. بهر حال ويژگيهاي اين دو سبك، متفاوتند و روشهاي شان هم به همين ترتيب متفاوت.

در سال 1929 مطالعه تويي شو را در پكن نزد استاد شو يوشن (Xu Yushen) ادامه دادم. او تاي چي چوان را نزد سونگ سي مينگ (Song Si Ming) از خاندان سونگ يوان چيائو (Song Yuan Chiao) آموخته بود. استاد شو توجه خاصي به تكنيك هاي باز كردن و بستن و هماهنگ كردن حركات با تنفس، داشتند. ايشان هر حركت را با 13 تكنيك اصلي تحليل ميكردند و به تعادل مركزي بعنوان منشاء 13 تكنيك اصلي، نگاه مي كردند. ايشان مي گفتند تمامي حركات، از تعادل مركزي سرچشمه ميگيرند و پنج واژه كليدي بكار رفته در متون مشت زني يعني: پشتكار ، تلاش ، جرات ، انرژي و تناسب  را همواره مد نظر داشتند. ايشان ميگفتند تناسب از همه مهمتر است و معناي آن اينست كه بايد براي هر حركتي، كاربرد مناسبي پيدا كرد. استاد شو با اين دانسته ها ميتوانست از هر نوع حركتي در اجراي فرم و تويي شوي خود بهترين استفاده را بعمل آورد. متاسفانه در آن زمان ايشان هم مديريت مركز هنرهاي رزمي پكن  و هم مركز آموزش تربيت بدني پكن را عهده دار بودند كه مشغله فراواني برايشان ايجاد ميكرد و مانع از آن ميشد كه وقت بيشتري براي بررسي تكنيك هاي من بگذارد. لذا مرا به استاد ليو  ان نوان (Liu En Nuan) معرفي كردند تا پوش هند را از ايشان بياموزم. استاد ليو نيز تاي چي چوان را از استاد سونگ سي مينگ آموخته بود ولي پوش هند او با تمامي اساتيد فوق الذكر فرق ميكرد. او بطور ناگهاني سبك ميشد و بطور ناگهاني سنگين. ناگهان دور ميشد و دفعتاً نزديك. من در هيچ شرايطي نمي توانستم حركت او را تعقيب كنم يا به حركت او بچسبم. گاهي به ناگهان بالا ميرفت تا جائيكه حتي پاشنه هاي من از زمين كنده ميشد و يكباره مرا رها ميكرد و من به نقطه تهي رانده ميشدم. پس از گذشت سه ماه، بتدريج با اين روش خو گرفتم و ديگر فريب تكنيك هاي او را نمي خوردم. در گذشته من سبكهاي كونگفوي سخت را هم تجربه كرده بودم. گاهي با حمله استاد ليو ، عصباني ميشدم و از متدهاي كونگفوي سخت براي ضربه زدن استفاده ميكردم. او بلافاصله كار را متوقف ميكرد و مي گفت: " تويي شو ، روش تربيت كردن است نه جنگيدن . ذهن تو نبايد درگير تفكرات بردن و باختن باشد. اگر ما در مسابقات، توانمندي هايمان را با هم مقايسه كنيم آنگاه مي بينيم كه تكنيك هايمان يكسان نيستند. هيچ معياري براي ايستادن، بدون حركت كردن يا منتظر حمله حريف ماندن وجود نخواهد داشت ". وقتي اين كلمات را شنيدم بسيار شرمنده شدم. من احساس عميقي پيدا كردم مبني بر اينكه نبايد هيچ انديشه اي اعم از بردن و باختن را در ذهن خود پرورش دهم. سرپيچي از قوائد و سعي در دزديدن يك ضربه را در هنرهاي رزمي اصطلاحاً سنت شكني مي گويند. رفتار من از ديدگاه اجتماعي نوعي بي نزاكتي محسوب ميشد و من حركتي غير اخلاقي انجام داده بودم.

در سال 1934 در شهر چانگ شا (Chang Sha)  در حال تمرين تويي شو با يكي از همكلاسي هايم بودم و استاد وانگ روئن از گوشه اي نظاره گر تمرين ما بود كه ناگهان فرياد زد " اين چه جور كار كردني است. هيچ حركت باز كردن و بستن در پوش هند شما وجود ندارد ". من سريعاً ايستادم و گفتم :  استاد ! وقتي شما تويي شو را به من آموزش ميداديد، هيچ صحبتي از باز كردن و بستن به ميان نياورديد. بفرماييد ما كجا بايد بدنبال اين حركت ها بگرديم؟ ايشان گفتند : " در هيچ كجاي متون رزمي نيامده است كه اگر توانستيد حركت باز كردن  و بستن  را انجام دهيد، آنوقت مي توانيد تنفس نماييد و اگر توانستيد تنفس كنيد آنگاه شاد و سرحال خواهيد بود. شما بايد خودتان اين اصول را كشف كنيد ". من گفتم : خيلي وقت پيش من ترديد پيدا كردم كه آيا واقعاً مفهوم اين دو كلمه را مي دانم يا نه. اين يعني چه كه اگر توانستيد باز كنيد و ببنديد آنگاه تنفس كنيد؟ آيا اگر نتوانم تنفس كنم، به معناي مرگ نخواهد بود؟ استاد وانگ با خنده جواب دادند : " مي ترسم واقعاً نفهميده باشي ! همه تنفس ميكنند ولي اين تنفس، تنفس يك شخص معمولي است نه يك تاي چي كار . اگر يك تاي چي كار نتواند تنفس خود را هماهنگ كند، احساس خواهد كرد كه بهيچوجه نمي تواند تنفس انجام دهد. اين موضوع بسيار مهمي است. در كتابهايي كه به مدح و ستايش اساتيد هنرهاي رزمي پرداخته اند،  دو عبارت هست كه خيلي به چشم ميخورند: " هيچ تغييري در رنگ رخسارش پديد نمي آمد و هيچ تپشي در نفس هايش ديده نمي شد " . همين الآن كه داشتيد تويي شو كار مي كرديد نفس نفس مي زديد. اين بدآن دليل است كه به تنفس هيچ توجهي نداشته ايد ". من گفتم: يكبار استاد شو يوشن به من گفت كه حركات باز كردن و بستن بايد هماهنگ با تنفس انجام شود. در آن زمان من توجهي به اين مطلب نكردم و نپرسيدم كه چگونه ميتوان به اين هماهنگي دست پيدا كرد. همچنين نمي دانستم كه پوش هند هم از اين حركات استفاده مي كند و بايد به همان روش با تنفس هماهنگ شود. استاد وانگ ادامه داد: " وقتي براي اولين بار اين تمرين را آغاز كردي من نمي توانستم در اين باره صحبتي به ميان آورم چونكه اساساً مطلب پيچيده اي است و درك و فهم آن كار ساده اي نيست. ولي حالا در اين مرحله از تمرينات بايد تمام سعي و كوشش خود را براي هماهنگ كردن حركات باز كردن و بستن ، با تنفس بعمل آوري ". سپس مثال هايي از اين هماهنگي ها در اجراي فرم تاي چي، برايم آورد. بعنوان مثال خالي كردن و فشار آوردن، حركت باز كردن محسوب مي شوند و چرخش و هل دادن، حركت بستن بشمار مي آيند. از آن زمان به بعد هر وقت فرم هاي تاي چي را كار ميكردم بدنبال حركات باز كردن و بستن بودم. پس از گذشت چند روز احساس كردم مي توانم اين كار را انجام دهم. يك روز داشتم حركت " گرفتن دم پرنده " را در مقابل استاد وانگ انجام مي دادم كه استاد با خنده صدا زد " ادامه نده ! باز كردن تو باز كردن نيست و بستن تو هم بستن نمي باشد ". در آن لحظه ايشان بادبزن تاشويي در دست داشتند. همينطور كه بادبزن را در دستان خود حركت مي دادند چندين بار آنرا شلاقي باز كردند و بستند و پرسيدند : " اين باز كردن و بستن چگونه صورت مي گيرد " ؟ جواب دادم با حركت دست شما. ايشان سري تكان دادند و به دكمه انتهايي بادبزن كه پره ها را بهم متصل مي كرد اشاره نمودند و گفتند: فقط اگر اين قسمت را در دست داشته باشي خواهي توانست عمل باز كردن و بستن را انجام دهي ! سپس به در ورودي اشاره كردند و گفتند: مثل همين در كه بايد لولايي داشته باشد تا باز و بسته شود. شما هنوز اين لولا را پيدا نكرده ايد. بنابراين طبيعي است كه باز كردن و بستن شما، باز كردن و بستن نباشد. من پرسيدم: اين لولا كجاست؟ پاسخ دادند: اين چيزي است كه بايد خودت شخصاً بدست بياوري. اگر من بگويم، هيچ فايده اي نخواهد داشت. براي يافتن اين لولا بيشتر از يك ماه غرق در تمرين و مطالعه شدم و تئوري هاي مرتبط با تاي چي چوان را مورد بررسي دقيق قرار دادم و نتيجه كار يك جرقه بود! من آنرا پيدا كردم. لولا در ناحيه كمر بود. سپس باز هم به بررسي حركات باز كردن و بستن پرداختم و به منظور هماهنگ كردن حركت فرم با اجراي خودم، بسياري از نقاط اتصال بين حركات را تغيير دادم.  بعد فهميدم در درون هر حركتي، چندين باز كردن و بستن وجود دارد. همه آنها بايد با تنفس هماهنگ شوند . لذا وقت بيشتري را براي پالايش حركاتم اختصاص دادم. در اين زمان چون استاد وانگ در دانشگاه هونان (Hunan) در حال تدريس بودند امكان ملاقات كمتري ميسر مي شد. پس از حدود شش ماه فرصت ملاقات ايشان را بدست آوردم و با هيجان زايدالوصفي شروع به نمايش حركاتم در حضور ايشان نمودم. استاد با لبخند سري تكان دادند و گفتند هرچند اصل حركت را نيافته اي ولي خيلي هم از آن دور نيستي. فقط فهميده اي كه هدايت حركات از ناحيه كمر انجام ميشود ولي به واژه " وسط " توجهي نكرده اي. معنا و مفهوم و منبع حيات در" وسط " كليه هاست (منظور از كليه ها ناحيه كمر است) و تو از واژه وسط ، بي اعتنا گذشته اي. تو بايد همواره ذهن خود را در ناحيه وسط كمر متمركز كني و بداني كه اين واژه نشان دهنده موقعيت " مدار نصف النهار زندگي " در تاي چي چوان مي باشد. از اين دو گفته مي توان فهميد كه نام تاي چي چوان از كجا آمده است. اگر قادر به پيدا كردن اين نقطه نباشيد، تعادل مركزي را در بين 13 تكنيك اصلي پيدا نخواهيد كرد. علاوه بر اين چگونه خواهيد توانست اصل " وقتي حركت ميكنيد همه چيز حركت ميكند و وقتي مي ايستيد همه چيز متوقف مي شود " ، را درك نماييد؟  اين تئوري واقعاً پيچيده است و درك آن كار ساده اي نيست. همچنين اجراي عملي آن روي بدن، كار سختي بحساب مي آيد. اگر شما اين مطلب را با هنر جويان مبتدي مطرح كنيد نه تنها سودي نخواهد داشت بلكه بر عكس ميتواند موجب ايجاد شك و ترديد در آنها و بي اعتبار شدن حرف شما گردد! به اين دليل گذشتگان، دانش خود را به سادگي و بي بها به كسي منتقل نمي كردند. البته نه بخاطر ترس از اينكه كسي اين اطلاعات را بداند بلكه بر عكس بخاطر ترس از اينكه مردم آنرا نفهمند و درك نكنند .

من وقتي اين درس عميق و با معنا را شنيدم ، آنقدر سپاسگزار و شعف زده شدم كه احساس گريه به من دست داد.

من احساس مي كنم تئوري ها و تجربياتي كه در بالا برايتان شرح دادم، با ارزش ترين ميراث فرهنگي هستند كه بايد از تمرينات و روشهاي تربيت جسماني مردم ما(منظور ووشوي كشور چين) گلچين شوند. من احساس كردم كه بايد اين مطالب را آزادانه براي عموم مردم باز گو كنم. امروزه افراد بيشماري به تمرين تاي چي مي پردازند اماّ مكتوبات زيادي در اين رابطه وجود ندارد. البته تعداد انگشت شماري هم هستند كه تئوري هايي را اختصاصاً و بطور سيستماتيك براي تويي شو مي نويسند. لذا من اين نوشته را بعنوان مرجع و راهنمايي براي مطالعه علاقمندان تاي چي چوان نگاشته ام.

پايان

* شیانگ کای ژانگ یکی از تاریخ نویسان هنرهای رزمی  بوده است که فرصت اینرا پیدا نمود تا با اساتید نام آور عصر خود بخصوص از خانواده های " وو " و " یانگ " به مطالعه وتمرین تای چی بپردازد

تویی شو (پوش هند) - هنر شناختن حریف قسمت دوم

نوشته : شیانگ کای ژانگ *                                               ترجمه : حسین میرمحمدی

ادامه از قسمت اول :

سرود تویی شو چنین میگوید: " در چرخش، خالی کردن، فشار آوردن و هل دادن، باید تکنیک صحیح را پیدا کنید. اگر قسمت های بالاتنه و پائین تنه هماهنگ نباشند حریف امکان پیشروی پیدا خواهد کرد" . در حرکت های چرخش، خالی کردن، فشار آوردن و هل دادن می توانید در حرکات منحنی، خطوط مستقیم پیدا کنید. این ۴ حرکت، ۹ حرکت دیگر را در خود جای داده اند. به پایین کشیدن، جدا کردن، با آرنج هل دادن، ضربه شانه، پیشروی، نگاه به چپ، نگاه به راست و تعادل مرکزی. بنابراین وقتی گفته میشود که در اجرای چرخش، خالی کردن، فشار آوردن و هل دادن، هوشیارانه عمل کنید بدان معناست که در اجرای هر  ۱۳ تکنیک اصلی هوشیارانه عمل نمایید. جمله اول در سرود ۱۳ تكنيك اصلي ميگويد: " ۱۳ تكنيك اصلي نبايد سهل انگاشته شود " . يعني بايد در هر حركتي، تكنيك صحيح را پيدا كرد. اگر حركات، با ناحيه كمر قابل كنترل باشند آنگاه نواحي بالا تنه و پايين تنه بطور طبيعي هماهنگ خواهند بود و اگر اين نواحي هماهنگ باشند، قادر خواهيد بود حمله حريف را خنثي نماييد. بنابراين گفته ميشود : " حريف پيشروي را سخت خواهد يافت " .

جمله دوم در سرود ۱۳ تكنيك اصلي ميگويد: " كمر ، منبع حيات است ".  اهميت اين جمله به اندازه جمله اول است.    آورده اند : " حمله حريف را به منطقه تهي هدايت كن " با او هماهنگ شو و اعمال قدرت نما . پيشروي كن، به او بچسب و جدا نشو. حركتش را تعقيب كن بدون اينكه اجازه دهي از تو دور شو يا مقاومتي در برابر حركتش داشته باشي( يعني حركات حريف را در امتداد افقي و عمودي دنبال نماييد). حمله حريف را تعقيب كن و او را به ناحيه تهي ببر . وقتي من حريف را بداخل مي كشم مي توانم حمله خودم را آغاز نمايم ! واژه " هدايت " در اينجا داراي دو معني است. نخست به معناي هماهنگ شدن با حركت حريف و كشيدن او بداخل براي بهره گرفتن از نيروي حركت آني(اينرسي)حریف و دوم به معناي وانمود كردن به ضعف تا حريف دست به حمله شتابزده اي بزند.

در كتاب مشت زني چن چين ميخوانيم : " حريف را با يك سبد خالي بفريب و بعد فقط يك چرخش انجام بده " . فريب دادن حريف با يك سبد خالي يعني همان " حمله حريف را به منطقه تهي هدايت كن ".  و چرخش يعني اجراي حمله عليه او. نسل قبلي معتقد بودند، مردمي كه تويي شو كار ميكنند، زندگي شان بر اصل نه مقاومت كن و نه بگذار برود ، منطبق مي باشد. "نگذار برود " يعني خارج نشدن حريف از دسترس شما و " مقاومت نكن " يعني عدم ايجاد مانع بر سر راه او. اين مفهوم شامل پيشروي كردن و متصل بودن به حريف در يك سطح عمودي و نيز چسبيدن و تعقيب كردن حريف در يك سطح افقي مي باشد. حركت پيشروي به مقوله نگذار برود مربوط ميشود و حركات چسبيدن و تعقيب كردن حريف به مقوله مقاومت نكن . يعني وقتي حريف پيشروي ميكند، من او را تعقيب مي كنم و به حركتش متصل هستم و هنگاميكه عقب نشيني مي كند به او مي چسبم و پيشروي مي نمايم.

با اينكه سرود تویی شو ، ارائه كننده نظريات فوق العاده ساده و اساسي است ولي اگر شما بطور مستقيم تحت نظر يك استاد تاي چي نباشيد و صحبت هاي او را نشنيده باشيد، دركي كه از اين موضوع خواهيد داشت مثل نظريه پردازي در مورد نقشه منطقه اي است كه هيچ اطلاعات واقعي و عملي از آن منطقه نداريد! حتي اگر هزاران كلمه هم در اين باره صحبت كنيد هيچ فايده اي نخواهد داشت. بنابر اين سرود 13 تكنيك اصلي مي گويد : " براي ورود به دروازه و حركت در مسير صحيح نياز به دستورالعملي شفاهي داريد. اگر كونگفوي خود را بي وقفه تمرين كنيد خواهيد توانست روشهاي صحيحي براي خود بوجود آوريد ".  منظور از ايجاد روشهاي صحيح براي خودتان چيست ؟  كافيست اصول فوق الذكر را تعقيب كنيد  تا بتوانيد روشهاي مختص خود را بوجود آوريد. بدون اين اصول، تمامي تلاشهای شما بي ثمر هستند.

در متون قديمي مشت زني نوشته لي چانگ لو (Li Chang Lo) از منطقه پينگ جينگ (Ping Jing) آمده است : " مطالعه بدون تمرين، كم ارزش كردن آموزشهاي استاد است و تمرين بدون توجه به اصول، موجب ملالت از هنر هاي او " . بديهي است براي تمرين پوش هند بايد اهميت زيادي براي اين اصول قائل بود.

آنچه كه تا به اينجا نوشتم، عمومي ترين و معروفترين نظريات شناخته شده در بين علاقمندان تاي چي چوان است باضافه قدري توضيحات ساده. دانسته هاي من هم محدوديتي دارند و برخي از توضيحات من ممكن است آنطور كه دلم ميخواهد واضح و روشن نباشند ولي ميخواهم اين اطمينان را به همقطاران عزيزم بدهم كه هيچ كلمه اي را در اينجا نگفته ام مگر اينكه آنرا از زبان يكي از اساتيد معروف شنيده يا در متون مكتوب خوانده باشم. آنچه كه من اضافه كرده ام، اطلاعاتي است كه طي 30 سال تمرين و مطالعه كسب نموده ام. اكنون ميخواهم تجربيات سي ساله خود را بطور خلاصه و به زباني ساده بيان نمايم. اين مطالب ميتوانند بعنوان مرجعي براي تمامي علاقمندان تويي شو بكار روند.

چرا كسانيكه تاي چي چوان كار ميكنند بايد به تمرينات تويي شو نيز بپردازند؟

در پاسخ اين سوال گفته ميشود كه كاربرد عملي و ارزش صدها حركت تاي چي چوان را، از تمرينات تويي شو ميتوان دريافت. البته بايد دقت كرد كه تويي شو نه شبيه جنگيدن است و نه شبيه مبارزات دو نفره مشت زني، آنگونه كه در ديگر سبكهاي هنرهاي رزمي ديده ميشود. در اين تمرينات از تگنيكهاي گلاويز شدن، ضربه زدن و پرتاب كردن سيستم هاي ديگر، مطلقاً نبايد استفاده كرد. روشهاي تويي شو به چهار دسته تقسيم مي شوند:

1-   تك دستي با گام ثابت.

2-   دو دستي با گام ثابت.

3-    گام متحرك (گام 9 نقطه اي).

4-   دا  لو ( Da Lu  ) ، يا اصطلاحاً چرخش بزرگ.

روش پوش هند تك دستي با گام ثابت، امروزه بندرت تمرين مي شود ولي بطور كلي اين متد براي مبتديان بسيار ضروري است. در اين روش، بطور خيلي ساده دو نفر در مقابل يكديگر مي ايستند و يك دست خود را به دست حريف متصل نموده و حركت يكديگر را تعقيب ميكنند. بهترين توصيه براي مبتديان در اين مقطع اينست كه به " صداي انرژي " گوش فرا دهند و بر استقامت پاها و كمر خود بيافزايند.

امروزه پوش هند دودستي با گام ثابت بطور گسترده مورد استفاده قرار ميگيرد. تئوري هاي فوق الذكر در باره تويي شو، همگي راجع به اين روش توضيح مي دادند كه در واقع روش اساسي براي افزايش مهارت افراد محسوب مي گردد. براي اجراي كاربرد واقعي تاي چي چوان بايد يك بنيان قوي از اين نوع پوش هند را بنا كنيد. همانند يك مبتدي كه تازه از راه مي رسد، بايد بدنبال روشي براي هماهنگ كردن بالا تنه و پايين تنه خود باشيد. بايد مطمئن شويد كه حركات پيشروي، عقب نشيني و تمامي چرخش ها، حركاتي دوٌار و سرزنده هستند و هيچ حركتي نبايد با سرعت انجام شود. ماداميكه پيشروي ميكنيد، حواستان به خالي كردن، چرخش، فشار آوردن و هل دادن باشد. " وقتي تو پيشروي ميكني من دور مي شوم و وقتي من پيشروي ميكنم، تو دور ميشوي ". در هيچيك از اين مراحل، حركت تندي وجود ندارد. اگر سرعت زيادي در حركت باشد، پيشروي و عقب نشيني شما نتيجه اي نخواهد داشت و مفهوم حركات ناديده گرفته خواهد شد. ضمن اينكه هر چه به صداي انرژي حريف گوش فرا دهيد، پاسخ مناسبي دريافت نخواهيد كرد. چهار نكته اي كه در ادامه توضيح خواهم داد، مهمترين فوت و فنٌ پوش هند بشمار ميروند :

1-   نرمي (كندي) : چه در پيشروي و چه در عقب نشيني بايد در هر قدم بدنبال گوش دادن به صداي انرژي حريف باشيد. نبايد هيچ قسمت از حركت متقابل دو نفره تان را بي اهميت بدانيد ( مي خواهد حركت او 2 سانتيمتر باشد يا 30 سانتيمتر).

2-   دايره واري : هيچگاه اجازه ندهيد دستان شما تشكيل يك زاويه قائمه بدهند ( چه در حركت خودتان، چه در واكنش به حركت حريف ). همواره بايد فرم دايره واري داشته باشيد.

3-   پايداري : در پوش هند‌ِ گام ثابت مي توانيد هر پايي را كه ميخواهيد بعنوان پاي جلو قرار دهيد ليكن مجاز به قدم برداشتن در هيچ مسيري نيستيد چرا كه هدف از اجراي اين نوع پوش هند آنست كه پاها و كمر را بعنوان يك پايه مستحكم قرار دهيم و اگر حريف قصد حمله داشت بتوانيم با استفاده از قدرت پاها ( يا به تعبير تحت الفظي، با فرو رفتن يا نشستن روي پاها ) و چرخش كمر حركت او را خنثي نماييم. هرچه بيشتر به اين روش عادت كنيد، طبعاً پاها و كمرتان، كونگفوي بهتري را از خود بنمايش خواهند گذاشت.

4-   نزديك بودن : اگر بدنبال صداي انرژي حريف باشيد و به آن گوش كنيد، ( با استفاده از كونگفوي پا و كمر ) بايد همواره فاصله نزديك خود را حفظ نماييد تا حركت تان موثر واقع شود.

حال نوبت آن است كه به پوش هند با گام هاي متحرك بپردازيم  : حريفان دو قدم پيشروي مي كنند و دو قدم عقب نشيني ولي هيچكدام تغيير جهت نمي دهند. من در حالت خالي كردن، گامي به جلو بر ميدارم و گام ديگر را با حالت فشار آوردن. حريفم با اجراي حركت چرخش، قدمي به عقب بر ميدارد و قدم دوم را با اجراي حركت هل دادن. اين فرآيند دائماً تكرار مي گردد در حاليكه هر دو حريف، چه پيشرونده و چه عقب رونده، بسيار سبك و چالاك هستند. اگر مطمئن هستيد كه قصد تغيير حركت نداريد فقط مي توانيد از نيروي پاها و كمرتان استفاده كنيد.

نهايتاً به پوش هند دا لو  يا چرخش بزرگ ميرسيم : چهار قدم به جلو و چهار قدم به عقب برداريد. هر يك از طرفين به سمت چهار گوشه پيشروي و عقب نشيني مي نمايند. من يك گام با حركت خالي كردن، گام ديگري با هل دادن آرنج ، گام سوم را با فشار آوردن و چهارمين گام را ضمن حفظ نزديك بودن، همراه با اجراي ضربه شانه، بر مي دارم. حريف من با اجراي چرخش، سه گام به عقب مي رود و بعد ضمن چرخاندن بدنش، به ناحيه پشت سر من قدم مي گذارد. اين گام آخر شامل حركت به پايين كشيدن، جدا كردن و هل دادن هم ميشود. از آنجائيكه طي سه قدم عقب نشيني از چرخش هم استفاده ميشود، اين تمرين را اصطلاحاً چرخش بزرگ نام گذاري كرده اند. البته اهميتي ندارد كه با كدام روش تويي شو به تمرين بپردازيد. مهم آنست كه هرگز اصول فوق الذكر را فراموش نكنيد و در حمله و دفاع از نيروي(عضلاني) استفاده ننماييد. همچنين نبايد مطلقاً توجهي به مسئله برد و باخت داشته باشيد.

من گفته هاي نويسندگان مختلف تويي شو را تا به اينجا برايتان جمع آوري كردم. با اينكه هر باشگاهي روش مختص خود را ارائه ميكند ولي هيچ جنبه مبهمي در آنها يافت نمي شود. ممكن است شما براين عقيده باشيد كه براي درك بهتر لازمست هنرجويان و هنر آموزان تويي شو، نگاهي عميق و موشكافانه بر آن داشته باشند ولي در واقع اينطور نيست. ما فقط بايد بر اساس يك تفسير از تئوري پوش هند تصميم گيري نماييم و بعد تمامي تلاش مان را به درك واقعي آن اختصاص دهيم. اگر يك قسمت را خوب درك كنيم عملاً تمام آنرا درك نموده ايم. اگر پشتكار داشته باشيد ممكن است دفعتاً به درك كامل اين اصول نائل شويد. بعنوان مثال فرض كنيد خانه اي داريد كه داراي چندين درب ورودي – خروجي است،حال اگر كسي بخواهد وارد اين خانه شود كافيست به يكي از اين در ها مراجعه كند. با اينكه فقط يك در براي اين كار كفايت مي كند ولي دقت كنيد كه اگر شما خودتان را به يكي از اين درها نرسانيد، نمي توانيد وارد خانه شويد. همچنين توجه داشته باشيد كه تفاوتي بين اين درها از نظر خوبي، بدي، پستي و بلندي وجود ندارد. درب شرقي براي ورود از سمت شرق و درب غربي براي ورود از سمت غرب مي باشد. هر كس به هر دري كه نزديكتر باشد از آنجا وارد خانه خواهد شد. مطالعه تئوري پوش هند نيز از همين قاعده تبعيت مي كند. ما فقط بايد ببينيم كدام تئوري براي ما آشناتر است و كداميك قابل فهم تر. آنوقت تمام سعي مان را بر روي آن روش معطوف بنماييم. مثل يك شكارچي كه بدنبال شكار ميگردد ، به محض اينكه طعمه خود را انتخاب كرد ديگر رهايش نمي كند تا آنرا بچنگ آورد.

ادامه در قسمت سوم

* شیانگ کای ژانگ یکی از تاریخ نویسان هنرهای رزمی  بوده است که فرصت اینرا پیدا نمود تا با اساتید نام آور عصر خود بخصوص از خانواده های " وو " و " یانگ " به مطالعه وتمرین تای چی بپردازد

تویی شو ، هنر شناختن حریف- قسمت اول

نوشته : شیانگ کای ژانگ *                               ترجمه : حسین میرمحمدی

کسانیکه به تمرینات تای چی چوان میپردازند ، همه میدانند که تمرین فرم های تای چی در واقع شکل تمرینات است و تمرین تویی شو ، کاربرد آن (در مبارزه). شاید برایتان این سوال پیش بیاید که آیا تفاوتی بین شکل تمرینات و کاربرد آنها وجود دارد ؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا لازمست تعریفی از شکل تمرینات داشته باشیم و بعد ببینیم کاربرد آنها چه چیزی میتواند باشد.

کسانیکه به تمرینات فرم تای چی میپردازند ، هیچ حرکتی بیشتر از " ۱۳ تکنیک اصلی " انجام نمی دهند و آنانکه به کاربرد تای چی (تویی شو) روی می آورند نیز فراتر از " ۱۳ تکنیک اصلی " حرکتی انجام نمی دهند. بدون این ۱۳ تکنیک ، نه چیزی تحت عنوان تای چی چوان وجود دارد نه تویی شو . این ۱۳ تکنیک عبارتند از :

خالی کردن (Peng)
چرخش (Lu)
فشار آوردن (Ji)
هل دادن (An)
به پایین کشیدن (Chai)
از هم باز کردن (Lieh)
با آرنج هل دادن (Zhou)
ضربه شانه (Kao)
پیشروی (Chin)
عقب نشینی (Tui)
نگاه به چپ (Ku)
نگاه به راست  (Pan)
حفظ تعادل مرکزی(Ting) .

این گنجینه ای است که همه تای چی کاران باید بر آن واقف باشند ولی بطور متوسط چه تعداد از کسانیکه تای چی چوان یا تویی شو کار میکنند به این ۱۳ تکنیک توجه مینمایند ؟ طبيعتا عده اي به اين نكات توجه كرده و عده اي ديگر به تقليد كوركورانه از حركات روي ميآورند. به جرات ميتوان گفت در بين كسانيكه با جديت به تمرين ۱۳ تكنيك اصلي مي پردازند هم عده اي وجود دارند كه تمرينات فرم را انجام ميدهند ولي مفهوم آنرا درك نمي كنند. و يا تمرينات كاربرد تاي چي تمرين ميكنند ولي به كاربرد آن دست پيدا نمي كنند. براين اساس  " سرود ۱۳ تكنيك اصلي " ميگويد :

" اگر شما با سعي و كوشش فراوان بدنبال مفهوم حركات نباشيد ، آه و افسوس كه تمامي زحمات خود را به هدر داده ايد " .

 

تمرینات فرم یعنی درک اصل و ریشه کاربرد تویی شو ، و تمرینات تویی شو یعنی استفاده از کاربردهای حاصل از حرکات فرم. بعبارت دیگر میتوان گفت که تمامی حرکات فرم ، کاربردی بوده و  کاربرد تمامی حرکات، دارای فرم است. بنابراین آیا تفاوتی بین تمرینات فرم و تویی شو  وجود دارد ؟

بله ، یک وجه تمایز باقی میماند. در ادامه سعی خواهم کرد آنچه  که نظریه پردازان قدیمی تای چی چوان در خصوص تویی شو گفته اند را برایتان نقل کنم و بعد به نتیجه گیری بپردازم و نهایتاْ  حاصل تجربیات شخصی خود را در زمینه تویی شو ارائه نمایم.

تويي شو : مصطفي داوودي پناه - حسين ميرمحمدي

در ادبیات قدیمی تای چی چوان آمده است: " حالتی را که حریف سخت باشد و من نرم، چو (Tsou بمعنی تسلیم شدن و کنار رفتن) مینامند .و حالتی که من هماهنگ با حریف به تعقیب او پرداخته و تحریکش کنم را چان ( Chan بمعنی چسبندگی) گویند.

" سخت بودن " به معنای یک حمله است ولی این سختی نباید سختی عضلانی ویا سفت کردن اندامها باشد بلکه برعکس. در این زمینه اگر بخواهم مثال خوبی بیاورم باید به حملاتی که با خالی کردن یا فشار آوردن همراه است و در تویی شو کاربرد فراوانی دارد ، اشاره کنم. " نرم بودن " هم به معنای یک حرکت تدافعی است (Shou) ولی این نرمی نباید ناشی از ضعف و سستی باشد بلکه کاملا برعکس. در این زمینه هم یک مثال خوب ، حرکات دفاعی چرخشی یا هل دادن هایی است که در تویی شو بکار می روند. هرچند نرمی و سختی اصطلاحاتی هستند که مفهوم حمله و دفاع را به ذهن متبادر میسازند ولی تای چی کار باید کاملا به مفهوم " یی " ( Yi  به معنی قصد ، آگاهی و تمایل درونی ) و حالت حرکت ، واقف باشد. او نباید هیچگاه از انرژی سخت عضلانی برای حمله استفاده کند. اگر حریف از دفاع و فشار آوردن برای حمله به من استفاده کند ، من هم با حرکت دفاعی چرخشی یا هل دادن او ، حرکتش را خنثی خواهم کرد. این نوع حرکت را اصطلاحاْ " شو " ( Shou یا کنار کشیدن ) مینامند. تعقیب هماهنگ و تحریک کردن حریف ، تفاوت بین ماندن و از دست دادن استقرار را مشخص می سازد. تعقیب هماهنگ به معنای حفظ مرکز ثقل بدن و حفظ حالت و ژست بدن است و تحریک شدن به معنای از دست دادن مرکز ثقل بدن و در نتیجه از دست دادن حالت و ژست بدن میباشد. مثل استفاده از حرکت خالی کردن  یا فشار آوردن برای حمله بطوریکه موجب برهم خوردن تعادل حریف شود. یا به عبارتی " هرگاه حریف حرکت تندی انجام داد ، من باید سریعاْ پاسخ دهم و اگر بنرمی حرکت کرد ، باید بنرمی حرکتش را دنبال کنم ".این واضح ترین جمله ای است که در مورد دفاع میتوان گفت. هنر آموزان نباید تصور کنند ، کسی به این روش تعادل خود را از دست میدهد. نرمی و تندی حرکت ، فقط در تعقیب حرکت حریف است. شما باید این نکته را درک کنید که حمله بستگی به حریف دارد و دفاع بستگی به خود شما ! اگر من بتوانم با سرعت حریف هماهنگ شوم و آنرا تعقیب نمایم آنگاه خواهم توانست بطور طبیعی و براحتی پاسخ هر حرکت او را بدهم بدون اینکه تعادلم از دست برود. این را میتوان نهایت مهارت در مبارزه تای چی دانست.

همچنين گفته ميشود " اگر از ناحيه چپ تحت فشار قرار گرفتيد، سمت چپ را خالي كنيد و اگر فشاري از ناحيه راست دريافت كرديد، سمت راست را خالي نماييد " . بنابراين تاي چي چوان ، تمريني است حول محور مركزي (يا حركتي همانند يك چرخ حول محور خودش). مطابق اين توصيف ، بدن بمنزله يك چرخ و كمر به منزله محور چرخ در نظر گرفته ميشود. حال كه بدن را در نقش چرخ در نظر گرفتيم، اگر فشاري به سمت چپ آن بيايد، به سمت چپ خواهد چرخيد و اگر فشاري به سمت راست آن وارد شود ، به سمت راست چرخش خواهد نمود. اين يك قانون طبيعي است ولي اگر ميخواهيد اين تمرينات را در سطح عالي تري انجام دهيد بايد دستهايتان آنطور كه مغز احساس ميكند، عمل نمايد. اين نكته را هميشه مد نظر داشته باشيد.

در متون قديمي آمده  : " حريف به بالا نگاه ميكند ، بالاتر از آن را مي بيند ، به پايين مي نگرد و فرو رفته تراز آن را احساس مي كند. پيشروي ميكند (ولي) دورتر ميشود و عقب نشيني ميكند (ولي) نزديكتر ديده ميشود ". مفهوم سه جمله اول اينست كه من بايد نيروي حريف را به سمت ناحيه تهي هدايت كنم. يعني اگر او حمله اي رو به بالا داشت، حركتش را به بالاتر از آن هدايت نمايم. اگر رو به پايين حمله كرد، نيرويش را به پايين تر از آن ببرم و اگر در خط مستقيم حمله كرد او را بيشتر به سمت خود بكشم. در هر حالت حركت پيشروي او را تعقيب نموده و او را به ناحيه تهي هدايت نمايم. نه تقلايي كنم ونه مقاومتي . جمله چهارم از توانايي يك تاي چي كار براي عقب نشيني صحبت ميكند. اگر حريف پيشروي كند و من عقب نشيني، من خودم را به گوشه اي خواهم كشيد.

كسيكه تمرينات فرم تاي چي چوان يا تويي شو را انجام ميدهد بايد توجه داشته باشد كه پيشروي يا عقب نشيني را نبايد در خط مستقيم انجام داد. در توضيح اين تمرين گفته ميشود : " پيشروي و عقب نشيني نيازمند چرخش بدن و تغيير گام هاست" . يعني ، شخص نبايد در يك خط مستقيم پيشروي نموده يا عقب نشيني نمايد. بعنوان مثال در حركت پيشروي " برس زدن زانو و پيچش " بايد به چپ و راست نگاه كنيد. يا در حركت عقب روي "دور كردن ميمون " بايد به همان شيوه ، بدن را پيچانده و به چپ و راست قدم برداريد. بقيه حركات پيشروي و عقب نشيني هم متكي بر همين اصول هستند زيرا چرخش و تغيير گام ها اين اجازه را به شما ميدهد تا از عقب نشيني بعنوان يك پيشروي استفاده كنيد و نه يك عقب نشيني مطلق. عقب نشيني مطلق ، يك نقص يا ضعف بشمار مي آيد. در متون مشت زني آمده است: " پيشروي ، پيشروي است و عقب نشيني هم پيشروي است ".

در کتاب تاریخچه خدمات (Annals of Services) آمده است : " نه یک دانه پر [پر پرنده] میتواند روی بدن او بنشیند و نه یک مگس " . منظور اینست که تویی شو (پوش هند) را باید با دقت ، هوشیاری و ظرافت خاصی انجام داد بطوریکه حتی اگر یک دانه پر یا چیزی به سبکی یک مگس بر روی بدن شخص بنشیند ، او بتواند براحتی آنرا احساس کند. البته او نباید اجازه دهد که " پر " متوقف شود یا مگس بر روی بدن او استقرار یابد. " پر " نمی تواند متوقف شود چونکه هیچ سطح صاف ، هموار و ثابتی را پیدا نخواهد کرد و به دلیل مشابه ، مگس هم فرصت استقرار نخواهد یافت و از بال زدن نخواهد ایستاد تا بتواند روی بدن شخص بنشیند. این نهایت توصیفی است میتوان از هشیاری و چالاکی در پوش هند تای چی ارائه کرد و معنای آن اینست که هیچگاه اجازه ندهید که حریف از نیروی شما استفاده کند ( چه آن نیرو را بر شما وارد سازد و چه آنرا از شما قرض بگیرد !). این مهمترین و اساسی ترین تئوری پوش هند است.

در گفته ها آمده است : " مردم مرا نمی شناسند ، من به تنهایی دیگران را میشناسم " . این نهایت قلمرو  هنر تویی شو محسوب میشود.

بمنظور استفاده  از تکنیکهای تویی شو لازمست تمریناتی را برای افزایش حساسیت (و سطح هوشیاری) خود انجام دهید. در اصطلاح فنی این کار را  تینگ جینگ (Ting Jing) یا " گوش دادن به صدای انرژی " می نامند و معنی و مفهوم آن اینست که با استفاده از دو دست ، بخصوص نوک انگشتان خود ، مسیر و آهنگ حرکت حریف را احساس کنید. آنگاه خواهید توانست بر حریف خود پیشدستی کنید و دیگر اهمیتی ندارد که او به کدامین سمت حرکت میکند و اساساْ او دیگر هیچ موقعیتی برای دفاع نخواهد یافت !

چن چین (Chen Chin) یکی از نویسندگان روستای چن جیاگو (استان هنان کشور چین - منطقه ون شیان) ، در مقالات تای چی چوان خود تفسیر جالبی از تویی شو ارائه میکند. او میگوید : " روح من این امکان را به من میدهد از آنچه که در حال وقوع است مطلع شوم و عقل من این امکان را به من میدهد که حمله ام را مخفی نگهدارم ".  منظورم از روح ، استفاده از اعصاب دست ها برای لمس حرکتی است که حریف قصد اجرای آنرا دارد. لذا مطابق تدابیر تاکتیکی خودم، حمله را پنهان می نمایم. بااین روش ما به جایی میرسیم که گفته میشود " مردم مرا نمی شناسند ، من به تنهایی دیگران را می شناسم ".

روایت دیگری هست که میگوید : " اگر سبک باشید جوابگوی حملات حریف خواهید بود  ولی اگر سنگین باشید آنگاه راکد و بی حرکت خواهید ماند " . در تمرین تویی شو باید به مفهوم این دو جمله با دقت فراوان توجه نمود. شما باید همواره و در هر لحظه از تجارب عملی خود برای درک واقعی این جملات استفاده کنید. اگر این تئوری را ندانید هیچگاه نمی توانید ادعا کنید که تای چی چوان را میشناسید و در واقع برداشت شما فقط یک برداشت سطحی از آن خواهد بود. و اگر سالها در زمینه تویی شو تمرینات ساعیانه نداشته باشید نمی توانید از " کاربرد تکنیکها، متناسب با محیط و شرایط " حرفی به میان آورید. تفسیر این دو جمله بسیار ساده و همه فهم است. ما قبلا گفتیم که بدن همانند چرخ است و کمر همانند محور آن. اگر چرخی روی زمین قرار داشته باشد، مرکز ثقل آن کجا میتواند باشد؟ اگر دو مرکز ثقل برای چرخ تصور کنیم آیا دیگر امکان حرکتی برای چرخ وجود خواهد داشت؟ در رسالات تای چی چوان آمده است: " نگذاريد هيچ نقص و كاستي ، يا نا همواري در كارتان بوجود آيد " . يعني اگر در كارتان نقص و كاستي و يا ناهمواري و نا همگوني وجود داشته باشد ، شما نمي توانيد چرخش دايره اي داشته باشيد و اگر حركت دايره وار نداشته باشيد در واقع سنگين خواهيد بود. برخي از مردم، سنگين بودن را به معني چسبيدن هر دو پا در يك لحظه به زمين يا برخورد همزمان دو دست تعبير ميكنند و بر اين اساس ، يك دست و يك پا را سبك بودن تلقي مينمايند. اين بدترين تعبيراست  و نشان از عدم درك صحيح مطلب دارد. آنچه كه ما بايد درك كنيم اينست كه سبك يا سنگين بودن به معناي نماد بيروني آن نمي باشد بلكه يك مفهوم دروني است. تاي چي چوان چيزي نيست جز تمرين حول محور يك لولاي مركزي. هرگاه توانستيد جاي اين لولا را (در بدن خودتان) پيدا كنيد آنگاه حس شما كروي و هر نقطه اي از بدنتان سبك خواهد بود ! اگر اين لولا ( مركز ثقل) را پيدا نكنيد، حس شما راكد و بي حركت و تمامي نقاط بدنتان سنگين خواهد بود. در اين صورت نه تنها دستها و پاهاي شما بلكه تك تك انگشتانتان هم سنگين خواهند بود. چن چين در رساله مشتزني خود ميگويد: " وقتي حركت شما در بي آلايش ترين حالت خود باشد، كوچكترين اجزاي بدنتان حركتي دايره وار خواهند داشت ". هر كره اي ، مركزي دارد و درون كره اي كه مركز آن همين لولاي مركزي باشد ، هيچگونه گير يا وقفه و يا ناهمواري وجود نداشته و اساساً هيچ نقطه سنگيني وجود نخواهد داشت. گفته مي شود : " نزديك شدن ، دور شدن است و دور شدن همان نزديك شدن ". عبارت تاي چي در واقع مركز دايره اي است كه قسمت بيروني آن يانگ (Yang) وقسمت دروني آن يين (Yin) است. يانگ بر نزديك شدن و حمله كردن دلالت دارد و يين بر دور شدن و دفاع كردن. ضمن اينكه نزديك شدن مقدمه اي براي دور شدن است و دور شدن ، پیش درآمد نزديك شدن. لذا ميتوان گفت يين جداي از يانگ نيست و يانگ نمي تواند از يين جدا باشد. يا بعبارتي يين و يانگ ، متعادل كننده يكديگرند كه به آن " انرژي فراگير " يا دونگ جينگ (Dong Jing) گفته ميشود. يين و يانگ ، دور شدن و نزديك شدن ، سبك بودن و سنگين بودن ، نرمي و سختي ، و تمامي الفاظي كه در اين قالب بكار ميروند همگي اشاره به حركت حمله و دفاع دارند. در هر حمله اي دفاعي نهفته است و در هر دفاعي ، حمله اي مستتر. بنابراين از يك " تعادل متقابل " صحبت به ميان مي آوريم. درك اين اصل يعني درك "انرژي فراگير" . هرگاه انرژي فراگير مبناي تمرين كونگ فوي ما باشد، آنگاه هرچه بیشتر تمرين كنيم ، پالايش بيشتري خواهيم يافت. اساساً اينكار ،" تسليم كردن خود و تعقيب حریف " است وليكن عده زيادي از تاي چي كار ها به اشتباه از نزديك شدن اجتناب ميكنند و در جستجوي دور دست ها هستند. در پوش هند تاي چي ، ما متناسب با محيط و شرايط پاسخ مي دهيم و استراتژي ما بهيچوجه پيشگويي و تصورات پيشاپيش نمي باشد. اين دقيقاً همان معناي " تسليم خود و تعقيب حريف است" . شايد بتوان گفت فقط وقتي كه ما به مرحله " سرزنده ودو‌ّار ، قدري چالاك " برسيم مي توانيم بدون مانع و مشكل ، از حركت دور شدن و نزديك شدن استفاده نماييم. برخي از تاي چي كاران بر اين عقيده اند كه  تسليم خود و تعقيب حريف يعني بررسي روش حمله حریف و اجراي دفاع متناسب. اين يعني " اجتناب از نزديك شدن و جستجوي دور دست ها".

همه اين مثالها مبتني بر نظريه پوش هند وانگ جونگ يوئه (Wang Zong Yue) در روش تاي چي چوان مي باشد. اينها بهترين، ژرف ترين و دقيق ترين اصول تويي شو مي باشند. بدون مطالعه دقيق آنها نمي توان نمايش صحيحي از تويي شو را به اجرا گذاشت. در توضيح حركت سيزدهم آمده است :

" براي اعمال قدرت بايد رها شده ، فرو برويد و در يك مسير متمركز شويد ". براي درك  اعمال قدرت بايد به تمرين  اعمال قدرت  و ديگر روشهاي جينگ (بكار بردن انرژي) در حين اجراي تويي شو، بپردازيد. آنگاه درخواهيد يافت كه چگونه  فرو برويد و چگونه رها شويد. علاوه بر اين، براي داشتن نيروي دروني ، بايد بتوانيد فرو برويد و رها شويد. نيروي شما نبايد سخت و درهم برهم باشد. عبارت " متمركز بودن در يك مسير " بنظر ساده مي آيد ولي اين عبارت در واقع مفاهيم زمان و مكان و جهت را در خود مستتر دارد. اگر حتي يكي از اين مفاهيم، با بقيه هماهنگ نباشد آن وقت حس دروني ِ فرو رفتن و رها شدن بدست نخواهد آمد. بنابراين در هنگام اجراي تويي شو بايد از يك طرف بدون اينكه دور يا خنثي شويد،آماده دريافت نيروي حريف باشيد و از طرف ديگر بايد مطابق اصول تاي چي چوان ذهنتان را متمركز و آماده اعمال قدرت، نمائيد. هرگاه با اين تمرين آشنا شديد آن وقت قادر خواهيد بود به محض تماس با حريف ، او را تخليه نماييد. نيروي شما در اين شرايط ، ثابت و پايدار خواهد بود.

ادامه  در قسمت دوم . . . .

* شیانگ کای ژانگ یکی از تاریخ نویسان هنرهای رزمی  بوده است که فرصت اینرا پیدا نمود تا با اساتید نام آور عصر خود بخصوص از خانواده های " وو " و " یانگ " به مطالعه وتمرین تای چی بپردازد.

پنج سطح فراگیری کونگفوی درونی(تای چی چوان)

نوشته : استاد اعظم  چن شیائو وانگ

ترجمه  : حسین میرمحمدی

اساسا فراگیری تای چی چوان شباهت زیادی به مراحل تحصیل و سوادآموزی از مقطع دبستان تا سطح دانشگاه دارد که طی آن، دانش آموز بتدریج به کسب معلومات و افزودن بر دانش و آگاهیهای خود می پردازد. او بدون ساختن پایه ای خوب در مقطع ابتدایی و متوسطه نخواهد توانست تحصیلات عالیه موفقی را پشت سر بگذارد. برای یادگیری تای چی چوان هم هنرجو باید از تمرینات ابتدایی آغاز کرده و طی یک روند منظم و سیستماتیک به مراحل بالاتر و پیشرفته ارتقاء یابد. اگر کسی از این اصول پیروی نکرده و تصور کند که می تواند از راهی میانبر و سریعتر به سطوح بالا برسد، موفق نخواهد بود. مراحل پیشرفت در فراگیری تای چی چوان از مبتدی تا عالی ، مشمل بر پنج سطح در مهارتهای رزمی (کونگ فو) است. برای هر سطح کونگ فو ،معیارهایی هدفمند تعریف شده است که بالاترین آنها در سطح پنجم بدست خواهد آمد. در ادامه مطلب ، ملزومات این معیارها و مهارتهای رزمی  برای هر سطح شرح داده خواهد شد. امیدوارم با این توضیحات، خیل عظیم علاقمندان تای چی چوان در سرتاسر جهان بتوانند سطح فعلی مهارت خود را سنجیده و بدانند که در مرحله بعدی باید چه چیزی را یاد بگیرند و گام به گام پیشرفت نمایند.

سطح اول کونگ فو

در تمرین تای چی چوان لازمست قسمتهای مختلف بدن وضعیتی بدین شرح داشته باشند:

بدن ، صاف
سر و گردن ، برافراشته و هوشيار، درست شبيه كسي كه از پوست سر آويزان باشد
شانه ها، رها
آرنج ها ، فرو افتاده
سينه و كمر ، رها و فرو نشسته
مياندوراه ، ريلكس و وانهاده
زانوها ، خميده

وقتي اين شرايط مهيا شوند ، نيروي دروني شخص بطور طبيعي بطرف دان تين جريان پيدا خواهد كرد. معمولا چيرگي بر تمامي اين شرايط براي مبتديان كار ساده اي نيست ليكن بايد در تمرينات خود سعي كنند تمام تلاش شان را بكار ببندند تا زاويه، جهت، موقعيت، و حركات دستها و پاهاي هر تكنيك را بدقت رعايت كنند. اشخاص در اين سطح لازم نيست تاكيد زيادي بر شرايط ياد شده براي قسمتهاي مختلف بدن داشته باشند و قدري ساده سازي برايشان اشكالي ندارد. بعنوان مثال شرايط بالا تنه و سر بدينگونه است كه بايد سر و گردن برافراشته باشند و سينه و كمر، رها و فرو نشسته، اما در سطح اول كونگ فو كافيست هنرجو بطور طبيعي سر و بدن خود را صاف نگهدارد و به جلو و عقب يا چپ و راست خم  نشود. درست مثل يادگيري خوشنويسي كه هنرجو در ابتدا بايد فقط بتواند قلم خود را بدرستي بكشد. بر همين مبنا در اوايل تمرين تاي چي چوان ممكن است بدن و حركات آن خشك بنظر برسند و يا ظاهري سخت و باطني تهي داشته باشند. افراد ممكن است حركات را با ضربات سخت، كوبش ، بلند شدن ناگهاني و نشست ناگهاني بدن انجام دهند و يا انرژي آنها منقطع و شكسته، يا با اعمال زور بيش از حد همراه باشد. تمامي اين اشكالات براي شاگردان مبتدي، كاملا عادي است. اگر كسي با پشتكار و جديت هر روز به تمرين بپردازد معمولا بعد از شش ماه قادر به فراگيري فرم ها خواهد شد و انرژي دروني "چي" با پالايش در حركات او بتدريج در بالاتنه، دستها و پاها، وادار به حركت خواهد شد. او ممكن است قدم به مرحله اي بگذارد كه بتواند از حركات بيروني براي جاري كردن انرژي دروني استفاده كند. بنابراين، سطح اول كونگ فو با تسلط بر اجراي حركات و كشف و درك تدريجي نيرو (جينگ) آغاز مي شود.

مهارت رزمي بدست آمده در سطح اول كونگ فو بسيار محدود است چونكه حركات افراد در اين سطح ، هماهنگ و منظم نيستند و ژست ها  ممكن است صحيح نباشند. لذا نيرو يا جينگ ايجاد شده ممكن است خشك، منقطع، شل ويا خيلي شديد باشد. اجراي فرم اشخاص ممكن است تو خالي يا زاويه دار باشد. چنين شخصي فقط مي تواند انرژي دروني را احساس كند اما قادر به جاري كردن آن در قسمتهاي مختلف بدن نخواهد بود. در نتيجه نخواهد توانست نيرو يا جينگ را از پاشنه گرفته و بطرف پاها هدايت و با اختيار خود در ناحيه كمر تخليه كند. افراد مبتدي فقط مي توانند نيرويي منقطع و شكسته توليد كنند كه از قسمتي به قسمت ديگر بدن يورش مي برد. براين اساس اولين سطح كونگ فو براي كاربردهاي رزمي كافي نيست. اگر بخواهيم مهارت كسي را در مقابل فردي كه هنر رزمي نمي داند در محدوده مشخصي بسنجيم بايد آنها را در حالتي انعطاف پذير قرار دهيم. آنها شايد تسلطي بر كاربردها نداشته باشند اما با دانستن نحوه منحرف كردن حريف ممكن است هراز گاهي بتوانند حريف خود را پرتاب كنند. حتي ممكن است تعادل خودشان هم بهم بخورد. چنيني موقعيتي را  " 10% يين و 90% يانگ" مي نامند. حالتي سخت همچون گرز گران !

اما يين و يانگ دقيقا به چه چيزي اشاره دارند؟ در بطن تمرين تاي چي چوان، تهي بودن يين است و توپر بودن يانگ. نرمي و ملايمت يين است و سختي و زورمندي يانگ. يين و يانگ اتحاد اضداد هستند. صرفنظر كردن از هيچيك امكان پذير نيست و آنها بصورت متقابل به يكديگر تبديل و تغيير شكل مي دهند. اگر سقف ميزان سنجش مان را 100% در نظر بگيريم ، كسي كه در تمرينات خود به تعادل يين و يانگ برسد، يعني به 50% يين و 50% يانگ دست پيدا كرده است. اين حالت، بالاترين استاندارد و نمايانگر موفقيت در تاي چي چوان است. طبيعي است كه هنرجويان ، اولين سطح كونگ فو را با 10% يين و 90% يانگ به پايان برسانند. يعني ضربات آنها بيشتر سخت است و كمتر نرم، و  يين و يانگ شان نامتعادل. آنها قادر به كامل كردن سحتي با نرمي نيستند  تا براحتي كاربردها را به اجرا درآوردند. در اين حالت كه هنرجويان هنوز در سطح نخست قرار دارند ممكن است اشتياقي به تعقيب كاربرد حركات نداشته باشند.

سطح دوم کونگ فو

سطح دوم كونگ فو، از آخرين مراحل سطح اول كه هنرجو ميتواند حركت انرژي دروني يا " چي " را

احساس كند، آغاز و تا اوايل سطح سوم ادامه مي يابد. سطح دوم كونگ فو بيشتر درگير كاستن از

نواقصي است همچون:

خشكي نيرو يا جينگ بدست آمده در تمرين تاي چي چوان،

اعمال نيروي كم يا بيش از حد،

و حركاتي كه هماهنگي خوبي باهم ندارند.

اينكار براي حصول اطمينان از حركت منظم  انرژي دروني (چي) در بدن، مطابق با شرايط هر حركت صورت مي گيرد و حاصل آن،  جاري شدن نرم و يكنواخت انرژي چي در بدن و ايجاد هماهنگي بين انرژي دروني با حركات بيروني است.

هنرجو پس از آموختن سطح اول كونگ فو، بايد بتواند تمرينات خود را بدون گرفتگي و مطابق با شرايط اوليه حركات، انجام دهد. او بايدحركت انرژي دروني را احساس كند ليكن قادر به كنترل جريان چي در بدن نخواهد بود. دو دليل براي اين امر وجود دارد:

نخست اينكه هنرجو هنوز دقيقا بر شرايط خاص هر قسمت از بدن و هماهنگي آن تسلط پيدا نكرده است. بعنوان  مثال اگر سينه را بيش از حد وانهاده و رها كرده باشد، ممكن است ناحيه كمر يا پشت بدن را صاف نگه ندارد. و يا اگر ناحيه كمر را بيش از حد وانهاده و رها كند، آنگاه ممكن است ناحيه سينه يا پشت بدن دچار بيرون زدگي شوند. به اين دليل لازمست هنرجو دقيقا شرايط و ملزومات همه قسمت هاي بدن را رعايت كند تا حركات آنها كاملا هماهنگ باشند. اين امر باعث مي شود كه كل بدن در وضعيتي هماهنگ، به يگانگي برسد (كه معناي آن وحدت هماهنگ دروني و بيروني است. منظور از وحدت دروني ، يگانگي هماهنگ قلب با ذهن، انرژي دروني با جينگ، و استخوانها با تاندون هاست. وحدت حركات بيروني به معناي يگانگي هماهنگ دستها با پاها، آرنج ها با زانو ها، و شانه ها با كفل هاست). همزمان در بخش ديگري از بدن، حركت هماهنگ موافق يا مخالفي وجود خواهد داشت. حركات موافق و مخالف، مكمل يكديگرند.

دوم اينكه ممكن است هنگام تمرين، كنترل نواحي مختلف بدن در يك زمان براي هنرجو، كار سختي باشد. يعني ممكن است سرعت حركت قسمتي از بدن بيشتر از ديگر نواحي بوده و در نتيجه باعث اعمال نيروي بيش از حد گردد. يا قسمت خاصي از بدن ، خيلي آهسته حركت كند و فاقد نيروي كافي باشد كه باعث شود نيروي ناچيزي اعمال شود. اين دو پديده ، هردو ناقض اصول تاي چي چوان هستند. حركات تاي چي چوان سبك چن نبايد از اصل " نيروي پيچنده ابريشمي "  ( چان سه جينگ) دور شوند. براساس تئوري تاي چي چوان، چان سه جينگ از كليه ها سرچشمه گرفته و دائما در تمامي نقاط بدن حضور دارد. در روند فراگيري تاي چي چوان مي توان بر روش پيچنده ابريشمي (يعني روش حركت توامان و پيچنده) و نيروي پيچنده ابريشمي (يعني نيروي دروني حاصل از روش پيچنده ابريشمي) با رها سازي شانه ها و آرنج ها ، سينه و كمر ، و نيز مياندوراه و زانوها، و لولا قراردادن كمر براي تمام حركات، كاملا تسلط پيدا كرد. آغاز حركت با چرخش دستها در خلاف جهت  عقربه هاي ساعت شكل مي گيرد. حركت دستها به آرنج ها منتقل شده و سپس به شانه ها خواهد رسيد كه بنوبه خود موجب ميشود تا كمر بحركت درآيد ( منظور بخشي از كمر است كه با سمت و سوي حركت شانه ها در ارتباط است و كمر همچنان بعنوان لولا عمل مي كند). از طرف ديگر اگر دستها در جهت عقربه هاي ساعت بچرخند، كمر باعث حركت شانه ها شده ، شانه ها ، آرنج ها را بحركت در آورده و آرنج ها بنوبه خود باعث حركت دستها خواهند شد. در نيمه بالايي بدن، مچ ها و بازوها بايد بنظر حركتي پيچشي داشته باشند در حاليكه در نيمه پاييني بدن ، مچ پاها و ران ها بنظر مي پيچند و در مورد تنه، كمر و پشت بدن بايد در حال پيچش بنظر بيايند. از تركيب حركات اين سه ناحيه، پيچشي منحني وار در فضا مجسم ميشود. اين منحني از پاها شروع ميشود و مركز آن در ناحيه كمر و پايان آن در سر انگشتان است. اگر كسي در تمرين چوان (يا حركت فرم) نسبت به حركت خاصي احساس ناخوشايندي داشته باشد بايد ناحيه كمر و ران ها را مطابق با توالي جريان چان سه جينگ تنظيم نمايد تا به هماهنگي برسد. بدين طريق هر خطايي قابل اصلاح خواهد بود. لذا پس از احراز سطح دوم كونگ فو، همزمان با توجه به ملزومات هر بخش از بدن جهت هماهنگي كامل آن، تسلط بر ريتم حركت پيچنده ابريشمي و نيروي پيچنده ابريشمي، راهي است براي رفع گرفتگي ها و اصلاح اشكالات در تمرين تاي چي چوان.

سطح اول كونگ فو را هنرجو با فراگيري فرم ها آغاز كرده و وقتي با فرم ها آشنا شد حركت انرژي دروني را در بدن خود احساس خواهد كرد. او در اين سطح ممكن است بسيار هيجان زده شده و بهيچوجه احساس خستگي و دلزدگي نكند. ليكن با ورود به سطح دوم كونگ فو ممكن است احساس كند كه ديگر چيزي براي يادگرفتن وجود ندارد و همزمان در مورد نكات خاصي دچار بدفهمي و سو تفاهم شود. او ممكن است بدليل عدم تسلط كافي بر اين نكات اساسي، حركات خود را بدشكل و چلفتي بپندارد. يا ممكن است حركت فرم خود را نرم و روان انجام دهد و نيروي خود را با بنيه بالايي اعمال كند اما در اجراي پوش هندز (يا تويي شو) نتواند از آن استفاده كند. بهمين دليل خيلي زود احساس ملالت و دلزدگي كرده، اعتقاد خود را از ذست داده و نهايتا دلسرد شود. تنها راه گذر از اين بحران و رسيدن به مرحله اي كه هنرجو بتواند نيرو را به ميزان كافي كه نه سخت باشد و نه نرم ، ايجاد كند و حركاتش را بصورت ارادي تغيير داده و بنرمي و راحتي چرخش نمايد، داشتن ثبات قدم و پيروي بي چون و چرا از اصول است. هنرجو بايد تمرينات فرم ها را با جديت دنبال كند تا حركات بدنش كاملا هماهنگ شده و بتواند با يك حركت منفرد حركات ديگر نواحي بدن را فعال نموده و در نتيجه يك سيستم حركتي كامل بوجود آورد. سخن معروفي هست كه ميگويد: " اگر اصول را دقيقا درك نمي كنيد با يك مربي مشورت نماييد و اگر راه برايتان روشن نيست از دوستانتان كمك بگيريد". وقتي اصول و روشها بخوبي درك شوند و در تمرينات، پشتكار وجود داشته باشد رسيدن به موفقيت حتمي است. در متون تاريخي تاي چي چوان آمده است :

" هركس ميتواند به نهايت برسد مشروط بر اينكه به سختي تلاش كند".   و نيز

" اگر كسي پشتكار داشته باشد نهايتا به پيشرفتي غيره منتظره دست خواهد يافت ".

معمولا اكثر مردم در كمتر از چهار سال سطح دوم كونگ فو را احراز مي كنند اما وقتي كسي به مرحله اي برسد كه جريان انرژي را بنرمي و يكنواختي در بدن خود تجربه كند، يكباره تمام آنرا (يعني كنترل چي را) درك خواهد كرد.زمانيكه اين اتفاق رخ دهد هنرجو لبريز از شور و اشتياق و اعتقاد شده و به تمرين ادامه خواهد داد. او ممكن است تمايل شديدي به تمرين و تمرين بيشتر از خود نشان دهد و علاقه اي به توقف تمرين نداشته باشد !

در ابتداي سطح دوم كونگ فو، مهارت هاي رزمي كسب شده تقريبا در حد و اندازه سطح اول بوده و براي كاربردهاي واقعي كافي نيست. اما در اواخر سطح دوم كونگ فو كه هنرجو به سطح سوم نزديك ميشود مهارتهاي رزمي بدست آمده ميتوانند در محدوده مشخصي كاربردي باشند. در قسمت بعدي، مهارتهاي رزمي كه بايد در گذر از سطح دوم بدست آيند، معرفي خواهند شد (به همين روش در قسمت هاي بعدتر براي سطح سوم ، چهارم و پنجم  كونگ فو نيز شرح داده شده و مهارتهاي قابل كسب در عبور از هر سطح، مورد بحث و بررسي قرار خواهند گرفت).

پوش هندز (يا همان تويي شو) و تمرين تاي چي چوان قابل جدا كردن از هم نيستند. هرگونه ضعف و كاستي در اجراي فرم هنرجو، به شكل ضعف و ناتواني در حين پوش هندز نمود پيدا كرده و به طرف مقابل فرصت برتري يافتن را خواهد داد. بدين جهت در تمرين تاي چي چوان بايد همه قسمتهاي بدن هنرجو با قسمتهاي ديگر هماهنگ بوده و هيچ حركت غيرضروري وجود نداشته باشد. در پوش هندز لازمست جاخالي دادن ها، گرفتن ها، فشردن ها، و هل دادن ها همگي بدقت انجام شوند بنحوي كه حركت بالاتنه و پايين تنه در هماهنگي كامل بوده و امكان هيچ حمله اي به حريف داده نشود. (همانطور كه اين عبارت معروف ميگويد: بزرگي نيرويي كه بر من وارد ميشود ، اهميتي ندارد. من بايد نيروي پانصد كيلويي را با تواني 100 گرمي مهار كنم). هدف سطح دوم كونگ فو رسيدن به جريان نرم و يكنواخت چي در بدن، با تصحيح ژست ها است تا جاييكه چي در مسير خود با عبور از مفاصل مختلف به تمامي بخشهاي بدن نفوذ كند. البته روند تصحيح ژست ها، طبعا با انجام حركات اضافي و نا هماهنگ گره خورده است. لذا هنرجو در اين مرحله نمي تواند مهارت هاي رزمي را با اراده خود در پوش هندز بكار گيرد و حريفش حواس خود را بر يافتن همين نقاط ضعف متمركز خواهد نمود. البته هنرجو ممكن است با ارتكاب خطاهاي مختلفي همچون اعمال نيروي اضافي، غش و ضعف،  فرار كردن، و زورآزمايي ، در كمال تعجب به پيروزي هم برسد.

در حين پوش هندز، برتري طرف مقابل اجازه تصحيح يا تنظيم حركت هنرجو را نخواهد داد. حريف از هر نقطه ضعفي استفاده نموده و حمله خواهد كرد تا تعادل نفر مقابلش را برهم بزند، يا او را به عقب براند تا نيروي پيش رونده اش را مهار كند. با اين وجود اگر حريف با نيروي كم و به آرامي پيشروي كند شايد هنرجو فرصتي براي تطبيق دادن خود پيدا كرده و امكان دفع حمله را بدست آورد. آنچه كه از اين بحث نتيجه گيري ميشود اينست كه در سطح دوم كونگ فو ، چه هنرجو در حال حمله باشد چه در حال دفاع، نياز به تلاشي مضاعف دارد. غالبا پيش قدم بودن در اجراي حركت اول، مزيت بحساب مي آيد و كسي كه حركت بعدي را اجرا كند، امتياز را از دست داده است. در اين سطح هنرجو نمي تواند خودش را فراموش كند و به مدارا با حريف روي مي آورد (يعني حمله نمي كند بلكه به حمله طرف مقابل تن مي دهد) و فرصتي براي پاسخ دادن به تغييرات پيدا نمي كند. او ممكن است بتواند حركتي كرده و حمله اي را خنثي كند ولي احتمالا براحتي مرتكب خطاهايي همچون فرار كردن، غش و ضعف ، اعمال نيروي اضافي و يا زور آزمايي خواهد شد.به اين دليل او در اجراي پوش هندز نخواهد توانست براساس توالي خنثي سازي، گرفتن، فشار آوردن و هل دادن عمل كند. شخصي كه در اين سطح از مهارت باشد، 20% يين و 80 % يانگ است.  يك تازه كار كم تجربه !

سطح سوم كونگ فو

اگر میخواهید فرم ها را بخوبی اجرا کنید باید با تمرین و ممارست، چرخه خود را کوچکتر نمایید. در تمرین تای چی چوان سبک چن، مراحل تمرین از تسلط بر چرخه بزرگ به تسلط بر چرخه متوسط و از چرخه متوسط به چرخه کوچک می رسد. در اینجا واژه " چرخه " به معنای مسیر یا رد بجا مانده از حرکات اعضای بدن نیست بلکه منظور ، جریان نرم و یکنواخت انرژی درونی چی است. از این منظر، سطح سوم کونگ فو مرحله ای است که در آن هنر جو (چرخه چی را) از چرخه بزرگ آغاز کرده و به چرخه متوسط می رساند. در متون تاریخی تای چی چوان آمده است که

" یی  و  چی بر فرم ها برتری دارند"

یعنی هنر جو باید هنگام تمرین تای چی چوان تاکید بیشتری بر روی "یی (ذهن) " داشته باشد. در سطح اول کونگ فو، فکر و ذهن هنرجو عمدتا بر یادگیری و تبحر بر فرم های بیرونی تای چی چوان متمرکز است و در سطح دوم کونگ فو هنرجو ملزم به تمرکز بر کشف و رفع گرفتگی ها و ناهماهنگی جوارح (دست ها ، پاها و گردن) با بدن و نیز حرکات بیرونی و درونی است. او باید بدنش را طوری با فرم ها مطابقت دهد که از جریان نرم و یکنواخت انرژی درونی اطمینان پیدا کند. با رسیدن به سطح سوم کونگ فو، هنرجو باید جریان انرژی درونی یکنواختی داشته باشد. آنچه که مورد نیاز است  یی (ذهن) است نه نیروی حیوانی. حرکات باید سبک باشند نه " شناور " ، وزین باشند نه سنگین و لش. یعنی حرکات باید بنظر نرم بیایند ولی نیروی درونی آنها واقعا پر توان و محکم باشد، یا به عبارت دیگر ، نیروی پر بنیه ای در بطن حرکات نرم وجود داشته باشد و تمام بدن هماهنگ با هم و عاری از هرگونه حرکت ناهنجار باشد. با این همه ممکن است هنرجویی به جابجایی چی در بدن توجه کافی نداشته و نسبت به حرکات بیرونی هم سهل انگاری کند. که در این صورت دچار گیجی و منگی شده و در نتیجه جریان انرژی درونی اش نه تنها مسدود بلکه ناپدید می شود. لذا بنا به تعبیر متون تاریخی تای چی چوان،

" نه تنها چی بلکه روح و روان نیز باید تحت مراقبت قرار گیرد. تاکید بیش از حد بر نیروی چی باعث توقف آن می گردد".

ممکن است هنرجویی در سطح اول و دوم کونگ فو بر فرم های بیرونی تسلط پیدا کرده باشد اما نتواند حرکات درونی و بیرونی را هماهنگ كند. گاهی پیش می آید که به علت سختی و ایستایی حرکات، تنفس کامل با مشکل مواجه می شود. از طرفی بدون هماهنگی مناسب بین حرکات بیرونی و درونی امکان تخلیه کامل تنفس بوجود نمی آید. لذا هنرجو هنگام تمرین چوان (یا فرم) باید بطور طبیعی تنفس کند. پس از ورود به سطح سوم کونگ فو هماهنگی بهتری بین حرکات درونی و بیرونی بوجود می آید و هنرجو معمولا می تواند حرکات را با دقت خوبی با تنفس ها همزمان نماید. لیکن برای انجام حرکات ظریف تر، تیزتر و پیچیده تر نیاز به همزمانی دقیق تری با تنفس ها احساس می شود. این برای اطمینان بیشتر از هماهنگی تنفس ها با حرکات است که بتدریج حاصل خواهد شد. سطح سوم کونگ فو اساسا به تسلط بر ملزومات درونی و بیرونی تای چی چوان سبک چن و ریتم تمرین و نیز قابلیت رفع اشکالات شخصی می پردازد. هنرجویی در این سطح باید بتواند حرکات را براحتی کنترل کند. همچنین انرژی درونی بیشتری داشته باشد. لازمست در این سطح، مفاهیم رزمی مستتر در حرکات فرم و کاربردهای آن ، بیشتر درک شوند. لذا هنرجو باید تمرین تویی شو نماید، فرم هایش را وارسی کند، کیفیت و کمیت نیروی درونی و اعمال (نمایش) آن و نیز نحوه ناپدید کردن آنرا بررسی كند. اگر حرکت فرم کسی بتواند در مواجهه تویی شو مقاومت کند پس او بر نکات مهمی از فرم خود تبحر پیدا کرده است که اگر سخت به تمرین ادامه دهد به نکات رازگونه بیشتری دست پیدا خواهد کرد. او در این صورت می تواند تمرینات فرم خود را ارتقاء بخشیده و تمرینات مکملی همچون تمرین چوب بلند، شمشیر باریک و شمشیر پهن، نیزه ، دیرک و نیز تمرینات فا جینگ (نمایش نیروی انفجاری) را هم به تمریناتش بیافزاید. معمولا دو سال تمرین مداوم در این سطح، هنرجو را آماده رسیدن به سطح چهارم می کند.

در سطح سوم كونگ فو، هرچند جريان انرژي دروني چي نرم و يكنواخت است و حركات از هماهنگي بهتري برخوردارند ولي انرژي دروني چي ضعيف است و هماهنگي بين حركت عضلات و عملكرد اندام هاي داخلي بخوبي برقرار نيست. معمولا وقتي كسي به تنهايي و بدور از هرگونه مزاحمت خارجي به تمرين مي پردازد، شايد بتواند به هماهنگي بيروني و دروني دست پيدا كند. در رويارويي پوش هندز و مبارزات ، اگر نيروي پيش رونده، نرم و آرام باشد، او ممكن است بتواند مهاجم را همراهي نموده و به تناسب، حركتش را تغيير دهد، و از فرصت هاي پيش آمده براي هدايت طرف مقابل به موقعيت ضعف استفاده كند. ويا نيروي قاطع حريف را تهي نموده، و در موقعيت مناسب به او حمله كند و براحتي مانور دهد. با اين همه در مواجهه با حريفان قدر، هنرجو ممكن است احساس كند كه نيروي پنگ جينگ (يا نيروي بازدارنده) اش از ميزان كافي برخوردار نيست و حركتش سركوب شده و در آستانه زمين خوردن است (اين حس مي تواند موقعيت استواري كه توقع ميرود بهيچوجه قابل برهم زدن نباشد را از بين ببرد) و نمي تواند به خواست خود مانور كند. در اين حالت هنرجو نمي تواند به چيزي كه در متون تاريخي تاي چي چوان آمده است دست پيدا كند:

" با دست ها ضربه بزن ، بدون اينكه ديده شوند كه اگر دست ها ديده شوند، ديگر امكان اجراي حركات ماهرانه وجود نخواهد داشت ".

هنر جو ممكن است چه در هنگام به داخل كشيدن حريف و چه هنگام به عقب راندنش، احساس سختي و نياز به تلاش بشتري كند. كسي كه مهارتي در اين سطح داشته باشد 30% يين و 70% يانگ خواهد بود.  او در اين ترازو هنوز در كفه سختي است !

سطح چهارم كونگ فو

پيشرفت از مرحله چرخه متوسط به مرحله چرخه كوچك، نياز سطح چهارم كونگ فو است. اينجا مرحله اي نزديك به موفقيت است و سطح بالايي در كونگ فو بحساب مي آيد. تا به اينجا هنرجو بايد در متدهاي موثر آموزش، تبحر پيدا كرده، بتواند نكات مهم حركات را گرفته، مهارت رزمي يا مبارزه اي مربوط به هر حركت را درك نموده، جريان انرژي دروني چي در او نرم و يكنواخت بوده و حركاتش با تنفس ها هماهنگ باشند. اما در حين تمرين، بايد در هر گام، هر تكنيكي با تصور مواجهه با حريف اجرا شود. يعني هنرجو براين تصور باشد كه در محاصره دشمنان قرار گرفته است. همچنين براي هر ژست و هر فني بايد قسمتهاي مختلف بدن به شكلي پيوسته و متصل بهم حركت كنند تا تمام بدن حركتي يكپارچه داشته باشد. حركات بالاتنه و پايين تنه باهم مرتبط بوده و جريان پيوسته چي با كنترل از ناحيه كمر، برقرار باشد. بدين طريق هنرجو هنگام تمرين چوان، طوري رفتار مي كند كه انگار در حال مقابله با حريف است در حاليكه كسي در اطراف او وجود ندارد. و در رويارويي واقعي، هنرجو بايد شجاع و محتاط بوده و طوري رفتار كند كه انگار كسي دور و برش نيست، در حاليكه كسي هست !  مفاد آموزش (اعم از فرم ها و سلاح ها) درست شبيه سطح سوم كونگ فو است. معمولا با پشتكار در تمرين ميتوان طي 3 سال از اين مرحله گذشته و به سطح پنجم كونگ فو رسيد. سطح چهارم كونگ فو بنا به تعابير معمول در هنرهاي رزمي، تفاوت عمده اي با سطح سوم دارد. اهداف سطح سوم شامل  تحليل بردن نيروي حريف و خلاص شدن از شر گير و گرفتگي هاي حركات انفرادي هنرجوست. اينها براي آن است كه هنرجو نقش فعال را بازي كند و حريف را مجبور به انفعال نمايد. سطح چهارم كونگ فو اين توان را به هنرجو مي دهد كه علاوه بر انحلال نيروي حريف، خود اقدام به اعمال نيرو نمايد چراكه هنرجويي در اين سطح به اندازه كافي از جينگ دروني برخوردار است و در تغيير  يي و چي انعطاف پذير است و داراي سيستم يكپارچه اي از حركات بدني است. در چنين شرايطي حملات حريف در موقع پوش هندز، خطر جدي بحساب نمي آيد. هنرجو در برخورد با حريف، بيدرنگ حركتش را تغيير داده و نيروي وارد شونده را براحتي خنثي مي كند، او ضمن همراهي با حركت حريف و تغيير حركت خودي، دائما به مقابله با عملكرد حريف پرداخته و ويژگي هاي خاصي را بنمايش مي گذارد، نيروي مناسبي را وارد مي كند، هماهنگي دروني انجام ميدهد، قصد و نيت حريف را پيش بيني نموده، تحركات او را خنثي، نيروي مناسبي را اعمال و دقيقا به نطقه هدف ضربه ميزند. براين اساس كسيكه به چنين سطحي از كونگ فو برسد، 40% يين و 60% يانگ تعبير مي شود.  به مانند يك كارورز خوب !

سطح پنجم كونگ فو

سطح پنجم كونگ فو جاييست كه هنرجو از چرخه كوچك حاكم به چرخه نامرئي حاكم و از استادي در فرم ها به اجراي ناپيداي فرم ها برسد. در متون تاريخي تاي چي چوان آمده است:

" با جاري شدن نرم و پيوسته چي، و با بحركت درآمدن چي دروني و طبيعي توسط چي كيهاني، از فرم ثابت به ناپيدايي، هنرجو مي فهمد كه طبيعت چقدر شگفت انگيز است ".

در سطح پنجم، حركات بايد نرم و انعطاف پذير بوده و جينگ دروني به ميزان كافي وجود داشته باشد. ليكن كوشش براي رسيدن به بهترين ها هنوز لازم و ضروري است. تمرين مستمر و سخت بايد هر روز صورت  بگيرد تا بدن كاملا انعطاف پذير شود و با تغييرات چند جانبه، سازگار گردد. تغييرات دروني مادي و غير مادي بايد بوجود بيايند ولي هيچگونه نمود خارجي نداشته باشند. فقط در اين صورت است كه سطح پنجم كونگ فو بدست مي آيد. با چنين مهارتي در هنرهاي رزمي، سختي(گانگ) و نرمي (رو) يكديگر را كامل نموده و فرم ها آرام، رها، پويا، سرزنده و جوشان خواهند شد. هر لحظه اي در حركت و سكون، درست مثل حركات كل بدن، مطابق با اصول تاي چي است. يعني هر قسمت از بدن كاملا حساس بوده و در موقع نياز، فورا واكنش نشان خواهد داد بطوريكه هر قسمت از بدن در تماس با بدن حريف بتواند همچون مشتي ضربه بزند. همچنين بايد تبادل ثابتي  بين اعمال و حفظ نيرو وجود داشته باشد و وضعيت استقرار بدن طوري محكم باشد كه انگار از همه طرف پشتيباني ميشود. لذا در توصيف اين سطح كونگ فو گفته مي شود :

" كسي كه بتواند 50% يين و 50% يانگ را بنمايش بگذارد بدون آنكه انحرافي بسمت يين و يانگ داشته باشد، يك استاد خوب ناميده ميشود. يك استاد خوب ، هر حركتي را مطابق با اصول تاي چي انجام ميدهد كه لازمه آن ناپيدا بودن آن حركات است.

پس از تكميل سطح پنجم كونگ فو، ارتباطي قوي بين هماهنگي ذهن، انقباض و رهايي عضلات، حركات عضلات، و عملكرد اندام هاي داخلي برقرار خواهد شد. حتي در مقابله با يك حمله ناگهاني، اين هماهنگي مختل نخواهد شد چراكه شخص بايد در برابر تغييرات، انعطاف پذير باشد. لذا او بايد قويا به تعقيب حريف بپردازد تا بر حريف چيره شود.

توسعه دانش فراتر از مرزهاست و تاي چي چوان هم از اين قاعده مستثني نيست. انسان هرگز نبايد در طول مدت حياتش، داشته ها و اندوخته هايش را كاملا صرف و به اتمام برساند.

پايان

هفته تاي چي براي بهبود آرتروز

مقاله اي كه در ادامه مطلب آمده است، در مجله علمي " روماتولوژي نيوز" شماره فوريه 2004 منتشر شده كه توسط مهندس محسن ضميري به فارسي برگردان شده است.

شهر اورلاندو در ايالت فلوريدا:

بر طبق مطالعات بعمل آمده، يك دوره آموزش 12 هفته اي تاي چي كه هفته اي دو بار برگزار ميشود، به بهبود عوارض آرتروز در بيماران مبتلا به آن، كمك موثري مينمايد. خانم دكتر چن چن وانگ در گردهمايي سالانه كالج دردهاي مفصلي آمريكا، ضمن ارائه پوستري در اين زمينه چنين بيان نمود كه جلسات منظم تاي چي ، در بزرگسالان يك روش سالم، بدون خطر، موثر و كارآمد براي بيماران روماتيسم مفاصل از نوع 1 و 2 ميباشد.  پژوهشهاي او بدين قرار بودند. او 20 بيمار روماتيسمي كه بالاي 18 سال سن داشتند را بطور اتفاقي و بدون ترتيب در دو گروه مختلف مورد معالجه قرارداد. نيمي از اين بيماران در كلاسهاي 60 دقيقه اي تاي چي كه هفته اي 2 بار و بمدت 12 هفته بطول انجاميد شركت داده شدند. اين كلاسها شامل خود ماساژ كردن، حركات تاي چي ، تمرين تكنيكهاي تنفسي ، تقويت  انرژي ، و ریكلس كردن بدن، بودند. مابقي بيماران هفته اي 2 بار در كلاسهاي ديگري بمدت 60 دقيقه با تمرينات كششي و تعليماتي در خصوص روماتيسم مفاصل، تغذيه و رژيم غذايي حضور پيدا كردند. در ابتدا شركت كنندگان هر دو گروه، بصورت قابل قبولي برابر بودند ولي تعداد زيادي از بيماران تاي چي كار، مفاصل باد كرده و دردناك داشتند. پس از گذشت 12 هفته از تشكيل كلاسها، دكتر وانگ از بخش پژوهشهاي درماني (مركز پزشكي نيوانگلند بوستون) گزارش داد كه نيمي از بيماران كه در گروه تاي چي كاران قرار داشتند ، بهبود قابل ملاحظه اي در معيار ACR به ميزان 20%( يا 20 ACR ) از خود نشان دادند در صورتيكه در بيماران گروه ديگر هيچ گونه پيشرفتي مشاهده نشد. نتايج آزمايشات، مزاياي ديگري نيز از روش تاي چي را بنمايش گذاشت. از جمله اينكه،  رقم میانگین ارزيابي سلامتي در گروه تاي چي كار به مقدار 0.5 واحد كاهش يافته بود در صورتيكه در گروه ديگر به اندازه 0.1 واحد افزايش را نشان ميداد. مقادير عددي میانگین فوق بين صفر ( به معني بدون ناراحتي) و 3 ( به معني هرگونه ناتواني حاد) متغير است. همچنين نيروي بدست آمده در گروه تاي چي كار بمقدار 10% بالا رفته ولي در گروه ديگر 3% كاهش نشان داد. در گروه تاي چي كار، شاخص مفصلي ريچي (Ritchie) و  تعداد افرادي كه زانوي باد كرده داشتند، كاهش يافته بود در حاليكه اين موارد در گروه ديگر  بدون تغير يا بدتر باقي مانده بودند. دكتر وانگ در پايان اضافه نمود كه اين نتايج  اميدبخش نياز به پژوهش هاي بيشتري دارد تا  فوايد تمرينات تاي چي براي بيماراني كه درد شديد مفاصل را تحمل ميكنند ،شناخته شود.

کانال تلگرام

Login Form

نمایش فیلم

 

تبلیغات

 

کلیه حق و حقوق این سایت متعلق به مرکز آموزش ووشو، تای چی و سبکهای درونی می باشد.